تبليغاتX
از من سلام ، . . .
شرح احوال درونی و اندرونی

اندیشه غلط بهتر از نیاندیشیدن است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت   توسط من  | 

و در پناه این ستارگان زمین

حتی یک رنگ هم نیست

 یک قطره

یک زبان

و حتی یک لفظ گرم نیست

و تمام مرغان پر ریخته اند در حیرت این آدمیان

نفرت تنها مونس آنهاست

و زبان جز گزافه ندارند

 ولفظی بجز"خیر" نمی دانند

زمستان ۸۰

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط من  | 

تمام اعضای بدنم نابودیم را جشن می گیرند!

اما کاش می شد تو در این جشن شرکت نکنی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت   توسط من  | 

 

و اما اکنون

در حال یافتن و گذر کردن هستم .از کجا به کجا نمیدانم ولی می گذرم ،

شعله را می بینم ، کوهها و دریاهارا ،

 در دور دست رویای من خودنمایی می کند و چه دست نیافتنی می نماید

و ای آسمان! زمین !و ای خدای دوران و زمانها

به شما قسم که دیگر نمی توانند این شانه ها

نمی توانند کشیدن این بار را ،. . .

هر چه بزرگتر شدیم ، خمیده تر شدیم

نه از بار علم ، که علم بار نیست ، یار است

از درد ورنج گردون

عشقهامان را پایمال کردند، دلهامان را در زیر زبانهای تلخشان دریدند، وقلبمان را...

آه............ !

 ای قلب من!

تو در تمام سالها در کنار این تن بوده ایی

شهادت بده،بگو که یک مرد دیده ایی ؟

وای بر شما،که همواره در پی دریدنید ، و عشق را می رنجانید

وای بر شما که برگ را می رنجانید

وای بر شما

۱۳۷۹/۴/۱۰

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت   توسط من  | 

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا

 

من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا

جان و دل پر درد دارم هم تو در من می‌نگر

 

چون تو پیدا کرده‌ای این راز پنهان مرا

ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک

 

نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا

گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق

 

پا و سر پیدا نیامد این بیابان مرا

گر امید وصل تو در پی نباشد رهبرم

 

تا ابد ره درکشد وادی هجران مرا

چون تو می‌دانی که درمان من سرگشته چیست

 

دردم از حد شد چه می‌سازی تو درمان مرا

جان عطار از پریشانی است همچون زلف تو

 

جمع کن بر روی خود جان پریشان مرا

                                                                                                                          "عطار"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت   توسط من  |